السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )

10

گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )

آمد . پس از تحصيلات مقدماتى در اوهايو ، دوره ليسانس رشته تاريخ را گذراند . در سال 1966 به ايران آمد و 12 سال در ايران به تحصيل ادبيات و زبان فارسى پرداخت و درجه دكترى در ادبيات را از دانشگاه تهران گرفت و سپس در دانشگاه صنعتى شريف به تدريس پرداخت و به موازات آن از محضر اساتيدى چون : علامه طباطبائى ، استاد جلال الدين آشتيانى ، بديع الزمان فروزانفر ، جلال الدين همايى و دكتر سيد حسين نصر استفاده كرد . چيتك پس از مدت‌ها به آمريكا برگشت و در دانشگاه ايالتى نيويورك به عنوان استاد به تدريس اديان در گروه مطالعاتى تطبيقى ، مشغول شد و هم اكنون نيز در دانشگاه‌هاى مختلف آمريكا ، تدريس مىكند . . . . چيتك خود چنين مىگويد : « . . . من متولد آمريكا هستم . پس از طى دوران كودكى و نوجوانى ، در سال 1966 به ايران‌رفتم . تازه تحصيلاتم را در كالج ووستر در اوهايو به پايان رسانده بودم كه تصميم به سفر به ايران گرفتم . هدف من مطالعه عرفان و فلسفه اسلامى بود . در كالج كه بودم ، درس‌هاى مختلفى مىخواندم . هيچ كدام از دروس نظر مرا جلب نكرد . فقط فهميده بودم كه مذهب و دين براى ما حرفى دارد كه در عصر جديد قابل استفاده است . يك سال را در دانشگاه بين‌المللى مسيحيت در توكيو گذراندم . البته علت ورود من به اين دانشگاه فقط اين بود كه حاضر شده بود مرا بپذيرد ! . از سوى ديگر ، توكيو هم براى من جذاب‌تر از اوهايو بود ، همين . در توكيو براى اولين بار يك زبان خارجى را فرا گرفتم . از مطالعه بوديسم مشعوف مىشدم . غير از توكيو ، به منطقه نارا هم سفر كردم . به اوهايو كه بازگشتم ، به شدت نگران آينده‌ام بودم . تصميم گرفتم يك سال ديگر را در خارج بگذرانم . كجا بهتر از دانشگاه آمريكايى بيروت ؟ در اين مرحله ، مشغول مطالعه تاريخ بودم . لذا در بيروت به سراغ تاريخ اسلام رفتم . از اين مسير بود كه با عرفان آشنا شدم . وقت زيادى را صرف مطالعه عرفان كردم و مقالاتى نوشتم . اين مطالعات ، مرا به اين فكر انداخت كه